تبلیغات
☊ پُــونـــــــ❤0❤ــــــــی ✿ کلــــــــ0o0ـــــــوپ☊

❤........Fixed....posts........❤

سه شنبه 23 آذر 1395 06:04 ب.ظ

نویسنده : ☊ Alexandra ✿ Mélodies ✿ Août ☊

:dwi:سلام پونی ها!:dwi:
:vogue:من کاترین هستم و این شخصیت منه:vogue:
:awesomedash:اسم اصلیم ملودیه میتونین هم ملودی هم کاترین صدام کنید:awesomedash:
:wingsright:من + نویسنده ها جالب ترین مطلب های بروز پونی رو براتون آماده کنیم:wingsright:
:iconflutterblushplz:بله از پشت صحنه اشاره میکنن که باید " قانون " بزاریم:iconflutterblushplz:
:icondntcryderpyplz:واااای چرا قش کردین؟؟؟:icondntcryderpyplz:
:iconfrenchrarityplz:نگران نباشین اینا فقط چند تا نکته اند::iconfrenchrarityplz:
:icontwilighteqgplz:1 - هک = هک + بدنام کردن + بدبخت کردن...... حالا کسی میخواد هک کنه؟؟؟:icontwilighteqgplz:
:iconpillowajplz:2 - نویسنده؟ = شاید البته دوستام صد در صد هر وقت بخوان نویسندن:iconpillowajplz:
:unenthused: 3 - اگه یه مطلب رو خواستید توی وب خودتون انتقال بدید منبعش رو واضح زکر کنید نیام ببینم نوشتید از یه وب اجازه گرفتما \: :unenthused:
:gotcha: 4 - تمام مطالب این کلوپ از سایت دویانتارت آرت اومده و هر گونه تهمت ممنوع میباشد:gotcha:
:facehoof: 5 - لطفا حرف زشت نزنید چون حذف میشه! من نگران خودم نیستم نگران اون پول اینترنتیم که دارین حروم میکنین!:facehoof:
:iconsantafluttershyplz:6 - من همیشه رفتارم رو روی شعور طرف ست میکنم پس اگه از من ناراحت شدی یه نگاهی به شعورت بنداز:iconsantafluttershyplz:
:iconrarityswoonplz:جعبه اخبار::iconrarityswoonplz:

وب افتتاح شد.

قالب تغیر کرد.

آهنگ تغیر کرد ( حتما گوش بدین )

:sheepish:طنز هفته::sheepish:
:iconfluttershysadplz:وات.... آر..... یو..... دویینگ؟؟؟!!! 0________0:iconfluttershysadplz:


:icondatplotplz:چت روووووووووم:icondatplotplz:
:twasnothin:خب دیگه خوش باشین بابای!:twasnothin:
ست این هفته: پونی ها با سانست



دیدگاهها : نظرات دوستان گل (:
آخرین ویرایش: پنجشنبه 14 بهمن 1395 12:31 ق.ظ

بای بای

پنجشنبه 15 تیر 1396 05:36 ب.ظ

نویسنده : ♫Miss Soon♫
...:::خداحافظ:::...



دیدگاهها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 تیر 1396 05:38 ب.ظ

اونایی که عاشق این وب شدند

پنجشنبه 10 فروردین 1396 10:24 ب.ظ

نویسنده : ☊ Alexandra ✿ Mélodies ✿ Août ☊
اینجا تابستون فعالم اینجا بسرین:
مدرسه ی شخصیت ها



دیدگاهها : 0_0
آخرین ویرایش: پنجشنبه 10 فروردین 1396 10:26 ب.ظ

خب سلام بروبکس

یکشنبه 8 اسفند 1395 09:59 ب.ظ

نویسنده : ☊ Alexandra ✿ Mélodies ✿ Août ☊
خب سلام بروبکس ببخشید من فعلا تا عید اینجا فعالیتم کمه کارم داشتین بیاین این وب:
مدرسه ی شخصیت ها



دیدگاهها : ........
آخرین ویرایش: یکشنبه 8 اسفند 1395 10:02 ب.ظ

برای میس سون

پنجشنبه 21 بهمن 1395 10:57 ب.ظ

نویسنده : ☊ Alexandra ✿ Mélodies ✿ Août ☊
عزیزم من دسترسی به نظر های خودت رو باز گذاشتم میتونی جواب بدی (:



دیدگاهها : سوال داری؟
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 بهمن 1395 11:27 ب.ظ

سلام!

پنجشنبه 21 بهمن 1395 10:10 ب.ظ

نویسنده : ♫Miss Soon♫
سلام
من نویسنده ی جدید
Miss Soon
هستم
ولی شما میتونین منو سون صدا کنین
از کاترین جون ممنونم که منو نویسنده ی وبش کرد
من بین پونی ها اداجیو و گایا رو دوست دارم
ولی شخصیت خیالی خودم
لین دورا
رو بیشتر می پسندم
امیدوارم از مطالبم لذت ببرین رفقا
ادرس وبم
کلیک
و اون وبم
کلیک
فعلا




دیدگاهها : سلام!!!توخوبی؟؟؟
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 بهمن 1395 10:38 ب.ظ

داستان طنز \:

پنجشنبه 14 بهمن 1395 12:32 ق.ظ

نویسنده : ☊ Alexandra ✿ Mélodies ✿ Août ☊
روزی بود و روزگاری. آن روز اکتویا آهنگی مینواخت.
 که ناگهان بقیه دست زدند....



آروم آروم این دست زدن تبدیل شد به رقصیدن... 
و اما واکنش اولیه فلاترشای:
هم اکنون واکنش دومیه\\\\\\\\\\\\: :
فلی: چرا شما خفه نمی شیییییییییییین؟؟؟؟؟؟ \\\\\\\\\\\\:
انقدر که همه ترسیده بودند بالاخره فهمیدند که فلاترشای را از خواب بیدار کردند به همین سبب با چیزی به این شکل:

دوباره او را خواباندند \\\\\\\:
تمام\\\\\\:



دیدگاهها : بکلیک \\\\\\:
آخرین ویرایش: پنجشنبه 14 بهمن 1395 12:48 ق.ظ

پاور پونی شدن کاترین

سه شنبه 12 بهمن 1395 10:11 ب.ظ

نویسنده : ☊ Alexandra ✿ Mélodies ✿ Août ☊



دیدگاهها : ....
آخرین ویرایش: سه شنبه 12 بهمن 1395 10:17 ب.ظ

حس تنهایی....

شنبه 2 بهمن 1395 06:40 ب.ظ

نویسنده : ☊ Alexandra ✿ Mélodies ✿ Août ☊
Image result for ‫حس تنهایی‬‎
سلام.
به قول شاینی: بدون من خوش میگذره؟؟؟
یه زره نشستم با خودم فکر کردم....
من چقدر تنهام!
اره یه عالمه دوست دارم..

اما
Image result for ‫چشم گریان آبی‬‎
من یه خردادی ام
من همون دیوونه ای ام که هیچ وقت عوض نمیشه....
همونی که همه باحاش خوشحالن...
همونی که اونقدر یه آهنگ رو گوش میده که
از ترانه گرفته تا ریتم و خوانندش متنفر میشه....
همونی که هق هق همه رو با جون و دل گوش میده...
اما خودش بغض هاش رو زیر بالش میترکونه..
همونی که همه فکر میکنن سخته، سنگه اما با هر تلنگری میشکنه..
همونی که مواظبه کسی ناراحت نشه اما همه ناراحتش میکنن..
همونی که تکیه گاه خوبیه، اما واسش تکیه گاهی نیس....
Related image
به قول معروف:
گاهی یه جور
میشکننت...
که وقتی تیکه هات رو به هم میچسبونی....
یه آدم دیگه شدی...
حالم خوبه....
مثل وقتی که پدربزرگ گفت حالم خوبه...
اما مُرد...
Related image
نمیخوام بهم توجه کنین.
همتون رو دوست دارم خییییییلی دوست خوبی بودین...
ولی حالا من عوض شدم
شدم مثل گذشتم
خودخواه و پرو و متنفر از همه...
و..
تنهای تنها
تا زنده ماندن بعدی: 24 ساعت مانده




دیدگاهها : اوف
آخرین ویرایش: شنبه 2 بهمن 1395 06:41 ب.ظ

ملکه ی تاریکی قسمت 1

جمعه 24 دی 1395 01:54 ب.ظ

نویسنده : ☊ Alexandra ✿ Mélodies ✿ Août ☊
خب اینم از قسمت اول
فقط  عکس هم زیاد نداره
ادامه نه همینجا بخون و در ضمن نظر نشه فراموش برق اضافه خاموش
بفرمایید بخونین:

همه چیز از یک اشتباه شروع شد!
داشتم ماشین زمان رو درست میکردم که متاسفانه موتور لپکانش اشتباهی کار کرد و من شوت شدم به گذشته.....
گذشته ی دور....... خیلی دور....
تنها مشکل سفر در زمان که فقط در مورد من و کاترین صدق میکنه اینه که چون ما خیلی انرژی جادوییمون قویه دوتا از خودمون وجود نخواهد داشت. و ما اگه توی 100 تا دنیا ی مختلف هم سفر کنیم بازم در همان زمان یکی هستیم بر خلاف بقیه و تو زمان 2 تا میشن.
دوباره به مشکل برخوردم.
1:
هنوز با شما آشنا نشده بودم.
2:
کاترین فعلا وجود نداشت.
3:
اونقدر به زمان عقب برگشتم که انیشتین هنوز جوونه بود و ازدواج نکرده بود!!! تازه هنوز اون قانونای فیزیک کوانتوم رو هم نداده بود بیرون.
خلاصه بدبخت شدم.
مدادم رو برداشتم و یه گوشه نشستم و شروع کردم به کشیدن یه شخصیت به امید اینکه که کمکی بکنه.
داشتم جادوش رو انتخاب میکردم که ناگهان جرقه های جادو پس داد و....
من به جای شخصیت یه سازنده ی شخصیت اختراع کردممممممم!!!!
اول بهش خیره شدم بعد یه نشانه ی مداد روی لباسش دیدم!!!! یه مداد دستش بود یه پاکن!
عکس:
با صورت جدی به من نگاه میکرد. انقدر ترسیدم که یک آن برگردوندمش به مغزم توی ی زندان و در رو روش قفل کردم.
 همون موقع یه مداد کشید و در باز شد و از مغزم کشیدمش بیرون. باورم نمیشد که یه سازنده اختراع کرده باشم! به عقل هیچ کس نمیرسید! ( به جز کاترین )
از اونجایی که من جادوم هزاران شیلیارد ( بله شیلیارد ) برابر بیشتر بود ( به لطف کاترین ) قدرت سازندگیم هم بهتر بود و جادوی سالنا کردم.
جادوی سالنا کاری میکنه طرف در حالت استپ بمونه!

ببخشید خییییییلی کم بود دفعه ی بعد جالب تره و بیشتر مینویسم و شما هم توشین!
برای بعدی: 5 نظر



دیدگاهها : نظر بده گلم |:
آخرین ویرایش: جمعه 24 دی 1395 01:55 ب.ظ

3d ponys

دوشنبه 20 دی 1395 05:38 ب.ظ

نویسنده : ✩Nami-son✩نامی-سان✩
ببخشید که اصلا نیستم:(

حتی وقت نی کنم تو وب خودم به آپم یا هیچ وب دیگه ای>___<

پس اگه وقت کردم بیام سعی میکنم بترکونم و برم-______-

که امیدوارم بشه:/

پس ادامه عکسارو گذاشتم:)))))))) 

کلیک کن دیگه

دیدگاهها : کامنت معجزه
آخرین ویرایش: دوشنبه 20 دی 1395 05:53 ب.ظ

نهههههههههههههه

جمعه 17 دی 1395 08:53 ب.ظ

نویسنده : ❤rose-clair❤
سلام
وای خدا
نمیدونید چی شده
امروز همه شخصیتام رفته بودن مهمونی
همه داشتن خوش میگذروندن
برک هارت رفت تو حیاط هوای تازه بخوره
2 دقیقه بعدش گلدن هارت صدای جییییغ شنید
دوید تو حیاط و.....
این عکسوشونه:

نههههههههههه



دیدگاهها : نههههههههههههههههههههههههههههه
آخرین ویرایش: - -

متن آهنگ what if I shine از کورتنی

چهارشنبه 15 دی 1395 04:53 ب.ظ

نویسنده : ❤rose-clair❤

I spend too much time thinking about
Who I'm supposed to be

I play by everybody's rules
That don't seem right to me

I'm cool and polit 
On the outside

When I get a chance
I run and I hide

If your eyes are closed
It's hard to see

What if I back dawn now
Cause I'm afraid of what might happen

What if they turn away
When I show them who I truly am

What if I lose my breath
When I throw those big doors open

Or tonight, just tonight
What if I shine
◇◇◇◇
Should I even care
There all sitting there

And everyone's starring at me
If I step out in a spotlight

Maybe I'll be set free
.......
What if I back dawn now
Cause I'm afraid of what might happen

What if they turn away
When I show them who I truly am

What if I lose my breath
When I throw those big doors oben

Or tonight, just tonight
What if I shine.....I......shine...
◇◇◇◇
I spend too much time thinking about
Who I'm supposed to be

But what if I sing out loud
Because anything can happen

What if I stand up proud
And show them who I truly am

There gonna call my name
And I throw these big doors open

Cause tonight, just tonight
I'm gonna shine.....I.....shine

نظر فراموش نشه+ببخشید درباره پونی نبود!




دیدگاهها : نظرات زیباتون
آخرین ویرایش: - -

...

جمعه 10 دی 1395 07:56 ب.ظ

نویسنده : ☊ Alexandra ✿ Mélodies ✿ Août ☊
فقط میخواستم تو این پست بگم که...............







عاشقتونم



دیدگاهها : عاشقتم (:
آخرین ویرایش: جمعه 10 دی 1395 07:59 ب.ظ

عکس های باحال 0.0

جمعه 10 دی 1395 01:07 ب.ظ

نویسنده : ☊ Alexandra ✿ Mélodies ✿ Août ☊



دیدگاهها : نظر بده گلم |:
آخرین ویرایش: جمعه 10 دی 1395 01:12 ب.ظ

من و دوستام تو دنیای واقعی

جمعه 10 دی 1395 12:57 ب.ظ

نویسنده : ☊ Alexandra ✿ Mélodies ✿ Août ☊
من پایینیه سمت راست راستم



دیدگاهها : نظر بده گلم |:
آخرین ویرایش: جمعه 10 دی 1395 12:58 ب.ظ



تعدادکل صفحات : 4 1 2 3 4